پنجشنبه هفتم دی 1385
کهنه شده
شعر پدران من
با قافیه های سنگین
پشت شبی طولانی
نقاشان می گریزند،
پیکر تراشان
هیچ آوازی از لحنی داوودی
بر نمی آید
دلقکان
خط نویسان
آیه های فرسوده ی خدایانشان را
بر سنگ های یخی می نویسند
زمین
از شبی که تو را به دنیا می آورد
می ترسد
تو
خود
خدایی تازه
بر سنگ
بر شاخه
بر رود
شبیه من
شاعری
که سال ها
پس پشت شبی طولانی
به دنیا می آید!
***
نوشته شده توسط مبارک نصیری در ساعت 20:4 | لینک
|
